رفتن به محتوای اصلی
فقر فروش زمان

چرا بعضی‌ها هر سال فقیرتر می‌شوند؛ حتی وقتی بیشتر کار می‌کنند؟

از فروش زمان تا ساخت یک کسب‌وکار ماندگار

بخش بزرگی از درآمد ما به کاری وابسته است که امروز انجام می‌دهیم.

زمان می‌گذاریم، کار می‌کنیم و در مقابل آن درآمد دریافت می‌کنیم. این مدل بخش طبیعی بسیاری از مشاغل است؛ اما یک محدودیت روشن دارد:

زمان ما محدود است.

همین محدودیت باعث شده یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها در ساخت یک کسب‌وکار این باشد:

چطور می‌توان کاری که امروز انجام می‌دهیم، برای فردا هم ارزش ایجاد کند؟

پاسخ را می‌توان در ساختن دارایی‌های کسب‌وکار پیدا کرد.

کسب‌وکار فقط فروش امروز نیست

فرض کنید امروز برای معرفی یک محصول، یک محتوای خوب تولید می‌کنید.

اگر آن محتوا فقط چند ساعت در یک شبکه اجتماعی دیده شود، بخش زیادی از ارزش آن کوتاه‌مدت خواهد بود.

اما اگر همان محتوا در فضای متعلق به کسب‌وکار شما باقی بماند، در جست‌وجو پیدا شود، مشتریان آینده آن را ببینند و از طریق آن به محصول یا فروشگاه شما برسند، کاری که یک‌بار انجام داده‌اید می‌تواند بارها مورد استفاده قرار گیرد.

همین منطق درباره بخش‌های دیگر کسب‌وکار نیز وجود دارد.

محتوا، فروشگاه، برند، تجربه مشتریان، ارتباطات و مشتریان وفادار، دارایی‌هایی هستند که به‌مرور ساخته می‌شوند.

تفاوت فعالیت مقطعی با ساختن یک سیستم

فروش مقطعی معمولاً برای فروش بعدی به تلاش تازه‌ای نیاز دارد.

اما یک کسب‌وکار می‌تواند به‌مرور مسیری ایجاد کند که در آن فعالیت‌های قبلی به فعالیت‌های بعدی کمک کنند.

یک مقاله می‌تواند مشتری جدیدی را با یک مسئله آشنا کند.

یک ویدئو می‌تواند محصولی را بهتر معرفی کند.

تجربه یک مشتری می‌تواند به مشتری دیگری برای انتخاب بهتر کمک کند.

یک فروشگاه می‌تواند محل دائمی معرفی محصولات و محتوای یک کسب‌وکار باشد.

و یک ارتباط خوب با مشتری می‌تواند زمینه خرید مجدد یا معرفی کسب‌وکار به دیگران را ایجاد کند.

سیستم زمانی شکل می‌گیرد که این اجزا به‌جای فعالیت جداگانه، یکدیگر را تقویت کنند.

چرا نباید تمام کسب‌وکار را روی شبکه‌های اجتماعی ساخت؟

شبکه‌های اجتماعی ابزار بسیار مهمی برای ارتباط، دیده‌شدن و تولید تقاضا هستند؛ اما کنترل کامل آن‌ها در اختیار کسب‌وکار نیست.

الگوریتم‌ها تغییر می‌کنند، میزان دسترسی به مخاطبان تغییر می‌کند و ممکن است هزینه تبلیغات یا شرایط انتشار محتوا نیز تغییر کند.

به همین دلیل، بهتر است در کنار حضور در شبکه‌های اجتماعی، دارایی‌هایی ساخته شوند که ارتباط پایدارتری با کسب‌وکار دارند:

وب‌سایت و فروشگاه شخصی، محتوای قابل جست‌وجو، هویت و برند مشخص، اطلاعات و تجربه مشتریان و مسیرهای ارتباط مستقیم با مخاطبان.

شبکه اجتماعی می‌تواند یکی از مسیرهای رسیدن مشتری به کسب‌وکار باشد؛ نه تمام کسب‌وکار.

محتوا؛ دارایی‌ای که می‌تواند بارها کار کند

محتوا فقط تبلیغ نیست.

یک مقاله خوب می‌تواند ماه‌ها بعد از انتشار از طریق جست‌وجو پیدا شود. یک ویدئوی مفید می‌تواند بارها دیده شود. یک راهنمای استفاده می‌تواند به تعداد زیادی از مشتریان پاسخ دهد و تجربه واقعی یک مشتری می‌تواند به فرد دیگری برای تصمیم‌گیری کمک کند.

به همین دلیل تولید محتوای مفید را می‌توان بخشی از سرمایه‌گذاری بلندمدت یک کسب‌وکار دانست.

هر محتوای باکیفیت، در صورت انتشار و نگهداری درست، می‌تواند بخشی از دارایی دیجیتال کسب‌وکار باشد.

مشتری نیز بخشی از دارایی یک کسب‌وکار است

هدف یک کسب‌وکار فقط رسیدن به یک تراکنش نیست.

اگر مشتری از خرید خود نتیجه مناسبی بگیرد و تجربه خوبی داشته باشد، امکان بازگشت او، ادامه ارتباط و معرفی کسب‌وکار به دیگران بیشتر می‌شود.

به همین دلیل کسب‌وکارهای پایدار تلاش می‌کنند به‌جای اینکه برای هر فروش دوباره از نقطه صفر آغاز کنند، روی اعتماد و رابطه‌ای که در طول زمان ساخته‌اند بنا کنند.

زیرساخت چه نقشی دارد؟

ساختن چنین سیستمی به ابزار نیاز دارد.

فروشگاه باید جایی برای حضور داشته باشد. محصولات باید معرفی شوند. محتوا باید منتشر شود. مشتری باید بتواند اطلاعات موردنیازش را پیدا کند، سؤال بپرسد، خرید کند و سفارش خود را پیگیری کند.

اگر هرکدام از این بخش‌ها کاملاً جدا از دیگری باشند، مدیریت کسب‌وکار پیچیده‌تر می‌شود.

اینجاست که داشتن یک زیرساخت یکپارچه اهمیت پیدا می‌کند.

MLMGRAM؛ اتصال اجزای یک کسب‌وکار دیجیتال

MLMGRAM با این نگاه توسعه پیدا کرده است که بخش‌های مختلف فعالیت یک کسب‌وکار دیجیتال بتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

هر کسب‌وکار می‌تواند فروشگاه شخصی خود را داشته باشد، محصولاتش را عرضه کند، مقاله و ویدئو منتشر کند، در فضای بازار حضور داشته باشد، با مشتریان ارتباط برقرار کند و از آموزش‌های موردنیاز برای توسعه فعالیت خود استفاده کند.

محتوایی که امروز تولید می‌شود می‌تواند فردا نیز قابل مشاهده باشد. فروشگاه به‌مرور محتوای اختصاصی خودش را پیدا می‌کند. تجربه مشتریان می‌تواند به شناخت بهتر محصولات کمک کند و هر فعالیت مفید، بخشی از سابقه و دارایی دیجیتال آن کسب‌وکار شود.

به این ترتیب، هدف فقط انجام یک فروش نیست؛ ساختن کسب‌وکاری است که با هر فعالیت مفید، چیزی به دارایی‌های قبلی خود اضافه کند.

از فعالیت روزانه تا ساخت دارایی

هیچ سیستمی جای تلاش، مهارت و ارتباط انسانی را نمی‌گیرد.

تفاوت در این است که نتیجه تلاش امروز تا چه اندازه برای فردا باقی می‌ماند.

اگر هر روز از صفر آغاز کنیم، رشد دشوارتر است. اما وقتی محتوا، فروشگاه، برند، تجربه مشتریان و ارتباطات به‌مرور روی یکدیگر ساخته شوند، کسب‌وکار نیز می‌تواند همراه آن‌ها رشد کند.

شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های یک فعالیت مقطعی با یک کسب‌وکار ماندگار همین باشد: کاری که امروز انجام می‌دهید، فردا هم بخشی از سرمایه کسب‌وکار شما باشد.